هويت من

دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۳

روز اول ...
فکر ... فکر ... فکر
خوابهای عجيبی می بينم ... که قبلا براشون زحمت کشيده بودم !
احساسات عجيبی دارم که قبلا برای بدست آوردنشون مدتها تمرين کرده بودم.
افکار بی نهايت وسيع و عميقی پيدا کردم ... که مدتها پيش فقط حرفش رو می زدم...
وقوائد عجيبی در ذهنم شکل گرفته... وباعث شده کمتر ناراحت شم و بيشتر بخندم
راحت می بخشم و عميقتر دوست می شم.

اين تغييرات زمانی در من بيشتر نمود می کنه که بيشتر تنها هستم.
کمتر می خورم و بيشتر تحرک می کنم.
کمتر نوشته هام رو به ديگران نشون می دم و ترجيح می دهم فعلا خودم اولين خواننده نوشته هام باشم.

فکر ..فکر ... فکر
و باز معتقدم بايد فکر کنم...
و بيشتر بنويسم و بيشتر نوشته هام رو بخونم.
بيشتر از 4 رومان رو شروع کردم ولی هرگز بيشتر از يک فصل ازشون رو ننوشتم... رمانهايی که احساس می کنم می تونن کمک زيادی به زندگيم ، شهرتم و شخصيت بکنن.

گاويس ، صبح بخير خوانم پريساParisa ) (Good morning miss، سرباز سياه پوش ، د- ويل ، نامه های فرمانده جوان به خانوم امپراتور جوان ، دست نوشته ها وتجربيات يک مرد هفت هزار ساله...
صورتم لاغرتر شده...

خيلی وقته صورتم رو اصلاح نکرده بودم ..
البته بعضی وقتها اگه فرصت کنم صورتم رو می تراشم ولی اين بار بيشتر از 3 هفته اس که دست به صورتم نزدم.
من ذره ای به حرکا ت خورشيد توجه نمی کنم ، روز ها با سرعت می گذرند .
وباز دوست دارم فکر کنم... قوانينی در فکر کردن پيدا کردم که می تونه به من کمک کنه که مثل يه بچه
6 ماه روی سرزمين انديشه چهار دست و پا ول بگردم.... و سرزمينهای نزديک رو تصور کنم.

ذهن خود و انسانها رو بهتر شناختم .

وباز دوست دارم فکر کنم و مثل هميشه استراحت ...
در اين مدت بيشتر بی تکلف می نوشتم . فقط می نوشتم تا قوائدی رو در نوشته هام پيدا کنم.
مثل کسی که تمام مواد غذايی خام رو روی ميز می ريزه تا ببينه چه غذايی رو می تونه با اون مواد بپزه

من به دنيای انديشه ام مثل يه بهشت نگاه می کنم واز فکر کردن لذت می برم...
هرچند حضوريه مصاحب واقعی (خوب و موادب ) لذت بخش تر از تنها گذار کردن تو بهشته
راستی ...
فرهنگ وارداتی ...
ماشين وارداتی ...
آب و غذا وارداتی ...
يواش ، يواش معشوق ( دختر وپسر ) وارداتی ...
از اينکه نمی تونيم غذا ، آب ، ماشين ... رو خودمون بسازيم... زياد متاسف نمی شم.
ولی از اين نگران و متاسفم که ممکنه مصاحب و دوست وارداتی هم به مجموعه واردات ما اضافه بشه...

برای همين دارم فکر می کنم تا سد بزرگ رو بشکنم که باعث شده
حتی امروز دختر ها و پسرها ی کشورم احساس کنن که نمی تونن پسرها و دخترهای داخلی رو تحمل کنن و حتمأ بايد همسر و دوست خارجی هم داشته باشن...

نگران نيستم !
فقط فکر می کنم.
mehdi fatemi
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

My Todays Talks
Search & Mail
Google Search
اینجا آگهی بدهید
YahooMail
GoogleMail


MY Top 10
Cambridge Dictionary
Google Maps
new scientist
Google Trends
IRFA
مقایسه مبایلها
MY FRIENDS
آدمیزاد
زیگورات
آخرین عکس
داریوش مردان
هنوز در سفر
کانادا جون
لینک بازی
Beauty Cars
وکیل مهاجرت
ساسکاچوان
تاریخ ایران
آریا پارس
NEWS
کانون دانش
رصدگاه
ایرانتو
اخبار تکنولوژی
مجله طنز لبخند
BBC علمی
فروش فیلم دایویکس و ارزان
فروش محصولات آموزشی
اعتمادملی
نواندیش
ايسنا
همشهری
دویچله
استکهلم


آرشيو
پست الكترونيك
ورود به ‌بلاگ خود

حرفهای-امروزی-ام CLICK here
فوتوبلاگ مهدی
فوتوبلاگ ايرانيان
DonwLoad *music*
JE'TIAME
ABOUT USA
درباره آمريکا
مردان رویایی
انیمیشن
ايرانيان در کنادا