هويت من

چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۳

روز هجدهم...
جواب به سوال دوستم...

می دونی ؟! اگه من 1000 تومان داشتم
( اين 1000 تومان می تونه عشق ، زيبايی ، کار ، دانش ، و پول باشه وخستگی ، تنهايی ، پيری ... عواقب از دست دادن اونها ) -- و قرار بود به هرکسی که احتياج داشت فقط 2 تومان می دادم در طول عمرم فقط می تونستم 500 بار کمک کنم .
رقم خيلی کميه... شايد بيشتر از 10هزار بار توسط والدينمون کمک شديم که فقط راه رفتن ياد بگيريم و در عوضش من هم تونستم عروسکشون باشم مامانم می تونست من رو بغل کنه و. ببوسه و پدرم هم ... وخيلی چيزهای ديگه که البته شايد کم به نظر برسن...
می دونی همه چی دو طرفست... ما خوب بودن به اين معنی نيست که حق نداريد از ديگران استفاده کنيد...
مثلا من برای تو کاری می کنم و تو برای من کاری می کنی
دوباره...
فرض بگير اگه من از اين 1000تومان به ديگران کمک کنم و ديگران هم در اضای اين لطف ، به من لطف کنن ، مثلا در اضای 2 تومان کمک من به من 1 تومان يا 3 تومان کمک کنن من می تونم همچنان با اين اعتبار تا آخر عمرم به ديگران خدمت کنم...
من تا اونجايی که بتونم نگاهم رو نسبت به ديگران تغيير می دم ...من ازحامد الگو برداری می کنم اطلاعات بدست می يارم و خودم ، سهم خودم رو برمی دارم.
در مورد اتوبوس من ترجيح می دم جام رو به کسی ندم مگر اينکه اونهم در اضای کا من به من يه استکان چای بده ... يا چيزی مثل جامعه ايدعال باشه که در اضای خوبی من به من خوبی بشه... در غير اينصورت انسانهايی که (خوب تلقی می شن ) و بار ديگران رو بدوش می گيرن روز به روز ضعيفتر وخسته ترمی شن و بر عکس افرادی که نسبت به همه چی بی تفاوت هستند و حتی برای پولدار شدن کارهای ساده ای مثل برداشتن پول ديگران رو انجام می دن روز به روز قوی تر می شن.
می دونی تقريبأ چيزی شبيه به اعتبار يا پول ... من برای تو کاری انجام می دم ... لطفأ تو هم سهمت رو بده.
می دونی اديان الهی ، که بيشتر اين خوبی رو به خدا حواله می کنن .. گاهی اوقات اين تعادل رو به هم می ريزن... ولی کشورهای مدرن ... بصورت Tax از روی کالا برمی دارن... و واقعا هم زمان نياز از روی همون Tax به شهروندانشون کمک می کنن...
می دونی ... اگه در کنادا تو مشکلی مثل مشکل حامد داشته باشی ... و اعلام کنی که توان پرداخت هزينه ها رو نداشته باشی...دولت تا دولار آخر هزينه تو رو پرداخت می کنه...
نتيجه... : من زمانی که بدونم که تضعيف نمی شم و می تونم سهمم رو بردارم... به ديگران کمک می کنم..
در غير اينصورت ترجيح می دم دخالت نکنم مگر اينکه مجبور بشم...
و پيشنهادم به تو اينه که تو هم لطفا جات رو به کسی نده... مگر زمانی که احساس کردی از کمک به ديگران چيزی ياد می گيری يا چيزی بدست مياری...

امروز که از خواب پا شدم کمرم درد می کرد.. قبلا وقتی حامد زمين می خورد خودش بايد پا می شد ولی وقتی ديدم موقع بلند شدن به زانوهاش فشار می ياد ازش خواستم اجازه بدم خودم بلندش کنم ...يا حداقل کمکش کنم... حامد اوايل خجالت می کشيد ولی بعد بدونه خجالت از من کمک می گرفت... وبعضی وقتها حتی پاهاش سفت می کرد تا مثل يه تيکه چوب يه راست بلند شه و با اين کارش نهايت فشار رو به کمر من وارد می کرد.. ولی امروز بهش توضيح دادم که کمرم درد می کنه و فقط می تونه دستهام رو بگيره ... که البته حامد ترجيح می داد لباسم رو بگيره... وبلند شه... وقتی اومدم خونه لباسم حسابی کش اومده بود...
حامد بالا تنه سنگينی داره .. تغريبا 35 کيلو(وزن بالاتنشه و 7 کيلو پايين تنه ) ووقتی بلند ميشه يا می افته انرژی زيادی برای کنترل يا بلند کردنش لازمه و تازگيها من برای کنترل و نه افتادن کمکش نمی کنم چون زمانی که کمکش می کردم تمام تلاشش رو برای کنترل خودش بکار نمی برد . و مرتب خودش رو تو بغل من می داخت... شايد قبلا به زحمت 20 بار زمين می خورد ولی اين چند روز هر 1 تا 2 دقيقه از تمرين يک بار زمين می خوره تغريبا رقمی بين 80 تا 100 بار در هر تمرين ... والبته باز من گاهی اوقات که مطمئن باشم کمکم در پيشرفتش اختلالی ايجاد نمی کنه کمکش می کنم.

هرچی بيشتر به حامد دقت می کنم احساس می کنم حامد بيش از اينها نياز به تغيير داره بدن حامد خيلی زمخته و ذهنش خالی از اطلاعات برای پيشرفت ... استخون بندی غلط بدنش ... قوضی راه رفتنش ... (قوض نداره ولی قوضی راه می ره...) و عدم تمرکز حواسش.... يه موضوع جالب رو هم فهميدم که در حامد خيلی پيچيدست... رفلکسهای عصبی حامد .. بی اختيار راه می ره.. و نمی تونه بيش از يه زمان خاصی به ايسته...
يعنی خود به خود راه می ره..! ويا بدونه فکر حرف می زنه... (بعضی وقتها خيلی بی ادب می شه !)
مثلا ليوان رو پرت می کنه يا مداد موقع نوشتن نقطه ها رو محکم روی کاغذ می کوبه... يا کارهای عجيبی که من ازش انتظار ندارم... و بايد چندين بار براش توضيح بدم تا متوجه رفتارش بشه..
قبول دارم من هم توقع زياده ولی حامد بايد تمام تلاشش رو به کار ببره..

خيلی دوست دارم با موسيقی کارم رو ادامه بدم و زمان تمرين حامد از آهنگها اکسيژن استفاده کنم حامد موسيقی رو دوست داره و بعضی وقتها موقعه تمرين بعضی آهنگها رو غلط غلوط می خونه ... که حتی باعث می شه برای تمرين نفس کم بياره... ولی فعلا محلی که در حال تمرين هستيم نمی شه از دستگاه ضبط سوت استفاده کرد.

حامد حين تمرين بايد آب گرم بخوره ...تا خوب عرق کنه آبدرمانی بشه و دلدرد نگيره
و از امروز هم 150 سی سیO.R.S (محلول آب، شکر ، نمک ) به مقدار آب مصرفيش اضافه کردم
که فکر می کنم..... باعث می شه موقع تمرين فشارش افت نکنه ...وبا شدت بيشتری تمرين کنه...
حامد اول دوست نداشت و می گفت نمی شه O.R.S رو خورد منم مجبور شدم دو ليوان O.R.S جلوش سر بکشم که جرعت کنه يه ليوان از اون رو بخوره... .قبول دارم خيلی بدمزست ولی خوب ... بايد بخوره...
(موقعه ای که من ORS رو سر می کشيدم ... می خنديد و می گفت اين به اين بدمزگی چطوری می خوريش)
مواد نيرو زا می تونه به حامد کمک کنه ولی من نمی خوام وارد اين معقوله بشم.. چون نه تخصصش رو دارم ونه دوست دارم در اين مورد دخالت کنم... ولی اگه حدود 100 هزار تومان هزينه کنه می تونه سريعتر و بهتر تمرين کنه ... راه رفتن چيزيه که بعدها حامد به اين کار ادامه می ده و استفاده از مواد نيرو زا برای حامد نبايد چندان ضرری داشته باشه... چون حامد مثل ورزشکارها که فصلی تمرين می کنن فصلی راه نمی ره...
من چيزهای جالبی متوجه شدم ...می شه به تمام معلولها کمک کرد ... خيلی راه وجود داره... خيلی کارهای می شه کرد...خيلی کارها...
خيلی دوست دارم سريعتر اين کتاب جامعه ای که در مورد عصب شناسی می خونم رو زودتر تموم کنم و تمرينهای جديدی برای حامد طراحی کنم... هر چند حامد عاشق توپ بازيه ... و من احساس می کنم... علاقه حامد به توپ بازی دليل خاصی داره که اين به ساختار عصبی تمام موجودات زنده مرتبته...
وزمانی که تمرين می کنه بيش از حد توانش از ذهن و پاهاش برای درست راه رفتن کار می کشه...

ميل شديدی به شناخت عصب انسان دارم... احساس می کنم بعد از شناخت عصب انسان می تونم کارهای مهمتری انجام بدم... و حرکتهای انسانی و مفيدتری از دستم بر مياد...
انسان موجود بسيار جالبيه ...

بايد به کارهای ديگه ام برسم.. چند تا ايمل دارم...
و چند تا شکل که بايد از انسان بکشم...

شب بخير...

mehdi fatemi
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

My Todays Talks
Search & Mail
Google Search
اینجا آگهی بدهید
YahooMail
GoogleMail


MY Top 10
Cambridge Dictionary
Google Maps
new scientist
Google Trends
IRFA
مقایسه مبایلها
MY FRIENDS
آدمیزاد
زیگورات
آخرین عکس
داریوش مردان
هنوز در سفر
کانادا جون
لینک بازی
Beauty Cars
وکیل مهاجرت
ساسکاچوان
تاریخ ایران
آریا پارس
NEWS
کانون دانش
رصدگاه
ایرانتو
اخبار تکنولوژی
مجله طنز لبخند
BBC علمی
فروش فیلم دایویکس و ارزان
فروش محصولات آموزشی
اعتمادملی
نواندیش
ايسنا
همشهری
دویچله
استکهلم


آرشيو
پست الكترونيك
ورود به ‌بلاگ خود

حرفهای-امروزی-ام CLICK here
فوتوبلاگ مهدی
فوتوبلاگ ايرانيان
DonwLoad *music*
JE'TIAME
ABOUT USA
درباره آمريکا
مردان رویایی
انیمیشن
ايرانيان در کنادا