عجيبه !!

امروز روز عجيبيه من به شدت احساس ضعف می کنم با اينکه در طول زندگيم به خودم ثابت کردم که قادر به انجام هر کاری هستم ...
هنوز نگران فردا هستم ومی ترسم فردا رو از دست بدم...
برای همين به نوعی تصميم گرفتم تمام تجربيات ودانشم رو روی هم بريزم کاری انجام بدم...
مدتی بود که تصميم داشتم يه برنامه به اسم عصا بنويسم
وظيفه اين برنامه اين بود که به من کمک کنه که من بدونه اشتباه فکر کنم...چون ذهنم بيش از حد تفکرات فرصايشی داره واز طرفی من برای کنترل انديشه هام بايد اونها رو هميشه در ذهنم مرور کنم که بتونم درست فکر کنم
ولی حوصله ادامه اين کار رو نداشتم...
تصميم گرفتم روی يه طرح کار کنم به نام مهندسی انديشه... شايد از طريقه ارائه دانش وتجربياتم کمی پولدار شم واز اين وضع نجات پيدا کنم.. ولی عجيبه باز هم نمی تونم تمرکز بگيرم برای همين چند روز ديگه رو هم استراحت کردم ...
ولی فکر کنم تنها کاری که بايد انجام بدم اينه که ذهنم ترميم کنم...
از زمانی که به شيوه جديدی که اختراع کردم انديشيدن رو شروع کردم... هر گز دچار درد افسردگی نمی شم.. ولی ذهنم دچار ئرور می شه وپيام خطا می ده شايد باور نکنيد ولی ذهن من مثل کامپيوتر کار می کنه...

من خودم رو بالا می کشم انو بهتون قول می دم... هر چند اطرافم آدمهای ... ترسو زيادن وکمکم نمی کنن ولی من خودم رو بايد بکشم بالا ، نه از راه زور فقط از راه انديشه... احساس می کنم دارم با زندگی شطرنج بازی می کنم... بايد روی هدفم تمرکز بگيرم... و با دقت بازی کنم..
من يه اشکال کوچيکی که دارم اينه اگه چيزی رو جدی نگيرم... نمی تونم بهش درست فکر کنم... وقضيه در آمد وثروت هم زياد برام جدی نيستند...

/ 0 نظر / 7 بازدید