پاسخی اصلاح نشده برای درماندگی آموخته شده...

 

پاسخی به درماندگی آموخته شده مطرح شده از مارتین سلیگمن

درماندگی آموخته شده معمولأ از پاسخهای دریافت شده از محیط پدید می آید به این مفهوم که ما با وجود درک درست از محیط اطرافمان ( نسبت به تجربیات گذشته ) و پاسخ طبیعی که برای محیط اطرافمان ارسال می کنیم ، پاسخ رنج آور و نامناسبی از محیط دریافت کنیم که این پاسخ منجر به قطع شدن ارتباط عصبی ما با محیط شود و به اصطلاح ما بیاموزیم که تنها پاسخ درمانده ماندن و تحمل نمودن. 

درمان درماندگی آموخته شده مطمئنن برای هر موجود زنده ای متفاوت بوده و به اندازه تخریبی که در سیستم مغز ارگانیزم زنده بستگی دارد به طور مثال سگی که از پریدن در مقابل جریان برق خود داری می کنم ، یک ظرفیت عمیق در مقابل تحمل رنج در درون خود ایجاد نموده که این ظرفیت باعث می شود او در مقابل سخت ترین مشکلات نیز مقاومت از خود نشان دهد. در واقع مشکل اصلی عدم تلاش این ارگانیزم تشکیل یک مدار خازن شکل نیرومند در مغز اوست که که با دریافت هیجانها و فشارهای عصبی و ذخیره آن در خود از به حرکت در آمدن و چرخش عصبی ممانعت به عمل می آورد و در ابتدا حتمأ باید این گره عصبی شناسایی و رفع شود تا مدار عصبی به گردش طبیعی خود باز گردد. 

بصورت تئوریک برای این نوع درمان می توان جریان برق را با صدا یا یک عامل آزار دهند( نباید باعث ترس و درماندگی شود ) دیگر همراه نمود تا سگ قادر به تحمل و باقی ماندن در حالت درماندگی را نداشته و سپس به سگ نشان داد که پاسخ پرش او یا پارس کردن او می تواند یک عامل متوقف کننده باشد ، سپس در مقابل ، یک پاداش ارزشمند را به سگ داد که از رفتار خود بیشتر احساس لذت داشته باشد .. حالا می توان با کمی دقت و مطالعه فهمید که منحنی گره شکلی که در مغز سگ ایجاد شده از بالا به پایین عمل می کند یک شکل سینوسی یافته و همانطور که بالا می رود باعث ایجاد پاسخی می شود در مغز سگ می شود ، حال می توان گفت که سگ یک مغز شبه نرمال دارد ، از این بابت می توانیم آن را شبه نرمال بمانیم . تنها باید به یاد داشت که برای درماندگی های انسانی نمی توان از این روش استفاد نمود زیرا استقامت هر انسان با انسان دیگر متفاوت است و افزودن یک عامل تنبیه یا رنج آور برای وارد نمودن شک حرکتی مطمئنن نیازمند برسی مطالعه بیشتر است.

یادداشت قبلی من در مورد درماندگی آموخته شده

 

/ 0 نظر / 17 بازدید