روز هجدهم...فرياد يا سکوت ؟؟؟

روز هجدهم...فرياد يا سکوت ؟؟؟
امروز رو با سکوتم شروع کردم... و به مکافات عملم فکر می کردم !
قولی که داده بودم ... وبايد به قولم پايبند می بودم !!
ديروز روز سختی رو گذروندم ... ولی همچنان پر انرژی هستم..
(برای يکی از دوستانم يه کامپيوتر ... خيلی خوب اسمبل کردم اونم با يه پول بسيار کم..)

درمورد يادداشتهای کوتاهتون من از يادداشتهای شما خوشحال می شم... ولی به اونها ديگه اعتيادی ندارم...(شما تکليفی نداريد)

می دونم فرصت کمه و نمی شه وقت رو تلف کرد برای همين از دوستانم توقع ندارم

امروز همچنان سعی کردم روی رمان کار کنم... ولی شخصيتها هر لحظه وسيعتر ومتفاوت تر می شن داستان داره شکل می گيره وهدف داره مشخص می شه...

مقاله مهمی روهم شروع کردم که قبل از اتمامش دوست ندارم اون رو بلاگ بذارم...

بايد بيشتر دقت کنم... هر روز ذهنم وسعت بيشتری ( پراکنده انديشی دارم) و تمرکز بيشتر وقوی تری احتياج دارم...


بايد بيشتر فکر کنم...

روز هجدهم...فرياد يا سکوت ؟؟؟

مدتيه از همه می شنوم که از زندگی خسته شدند وزير فشار زيادی زندگی می کنند ... من تعجب نمی کنم...
چون وقايع عجيب تر از اين رو در زندگی ديدم ( هم خودم تجربه کردم هم از ديگران شنيدم)
برخی از مردم هر روز بيشتر به کتابهای روانشناسی پناه می برند تا دلايل مشکلاتشون رو بهتر درک کنند.
وبرخی ديگه همينطور با آه و ناله ... دردشون رو زمزمه می کنند ( مثل نقد روزنامه ها)
حرف زدن از مشکلات اصلا بد نيست ولی بی هدف و بدونه برنامه رفتار کردن پاسخ ها معلق وغير قابل محاسبه رو در بر خواهد داشت !

بايد فکر کنيم وبعد دست به عمل بزنيم يا فورأ دست به کار بشيم وحداقل کاری که می تونيم رو انجام بديم؟
نسبت به چه مشکلاتی بايد چه رفتاری رو انجام داد ؟


يه تخيل ( داستان خبری) :

در يک محله پايين شهر دو جوان بسيار موادب وانديشمند بودند
ايندو اعتماد به نفس زيادی داشتند ، به موقع حرف می زدند وبه موقع توجه می کردند و می گوشيدند !
بسيار حساس بودند نه زود رنج... به موقع واکنش نشان می دادن وعميقأ می انديشند
از آنها پرسيدم چه شد که شما اينقدر کامل وحساب شده عمل می کنيد ؟
چه شد که اينقدر اعتماد به نفس داريد و موفق هستيد ؟
دو جوان به هم نگاه کردند و آنکه زيبا تر بود رو به من لبخند مهربانی زد و گفت...
عزيزم : " پدر و مادر ما ، کر و لال بودند ! "

بيشتر الگوهای رفتاری ما پدران ومادران ما هستند ...
ومعمولا نسل قبل از ما، هميشه از کمبود آموزش ودانش رنج می برده وبا وجود تجربيات زيادی که از زندگی دارند
از دانش وانديشه کمی برخوردارند !
وای به حال ما که معلم و نقادی ناتوان تر از خودمان داشته باشيم ...
مخصوصأ در محله های محروم وفقير شهر !



عمل تيز و برنده رقيب به از فرياد خاموش رفيق !
( اين ضرب المثل رو امروز ساختم نمی دونم معادلی داره يا نه )
يک داستان کوتاه از خودم
عمل تيز وبرنده رقيب به از فرياد خاموش موش رفيق !!!


روزی 2 موش در يک مسابقه شرکت کردند
اين دو بايد از دو مسير ( يکی شرق يکی غرب ) متفاوت جنگل دور می زدند وکسی برنده بود که زود تر مسير را دور می زد
اما هر دو در تله افتادند... يکی در شرق جنگل وديگری در غرب جنگل
يکی از آنها شروع کرد با صدای بلند فرياد زدن تا دوستانش به کمک او بشتابند...
ولی هيچ يک از دوستان او ، آنجا نبود که به کمک او بشتابد
و ديگر موش ، شروع به جويدن تله کرد ...
وقتی آسمان تاريک شد تنها يک موش نجات يافت و موش ديگر را شکارچی با خود برد...
وقتی موشها اطراف موش نجات يافته جمع شدند و از او پرسيدند چگونه توانستی خود را نجات دادی
موش با ناتوانی تمام به جمع موشها نگاه کرد ...
موش هن هن کنان سعی کرد اين جمله را به دوستانش توضيح دهد...
" متاسفم ! من کر و لال هستم ، لطفأ با اشاره با من حرف بزنيد !!"

او لال بود و نمی توانست حرف يا فرياد بزند !
وفقط می توانست با عمل منظور خود را ثابت کند !


اين سوال هميشه برای من مطرح است ...
سکوت يا فرياد؟
بحث اين نيست که سکوت کردن بهتراست يا فرياد زدن !
بحث اين است که سکوت تو ، شيدا و فرياد انديشه ات را به گوش ات می رساند...
و فرياد تو شيدا و بخت بد تو را به گوش روزگار...
بی انديش ...
تو بيش می توانی انجام دادن يا روزگار ؟
دستان تو به خود نزديکترند يا دستان روزگار ؟

/ 1 نظر / 2 بازدید
elahe

سلام آقا مهدی.... ایشالا که حالتون خوبه؟ بابت این چند وقت که نتونستم به موقع بیام و مطالبو بخونم معذرت... امروز مطالبو همرو با دقت خوندم مثل همیشه خوب و پر باربودن.....داستان کوتاه منو عمیقآ به فکر فرو برد و واقعآ برام جالب بود که شما با این تیز بینی چه نکته های مهمی رو تو این داستانا بیان میکنین..یه سوالی هم داشتم : شما فقط برای دوستانتون کامپیوتر اسمبل میکنین یا برای بیرون هم انجام میدین؟... اگه برای بیرون هم انجام میدین اگه زحمتی نیست یه ایمیل بهم بزنین ...ازتون ممنونم.الهه