یادداشت روزانم...

با وجود اینکه حرفی برای گفتن در اینجا ندارم وخیلی وقتها به این موضوع فکر می کنم که با وجود اینهمه بی مهری به آدمهایی که در کشور بصورت مستقل می نویسند و طلبکاری دولت از نویسندگان مستقل و فارسی زبان در هر حال و هر حالتی!  اسرار دارم بنویسم  ، اسرار دارم یک صفحه به صفحهات روزانه ام اضافه شه ، اسرار دارم ، از خودم یا دیگرانی که در اطرافم هستن نقد یا تقدیر بنویسم ! اسرار دارم حتی شده به اندازه چند خط از فضای سایبر اینترنت رو اشغال کنم و بگم زنده هستم و به زبان فارسی می نویسم ، با اینکه می دونم باز ممکنه سالها بعد اعلام کنن که فضای اینترنت به اطلاعات زائدی که من  امروز تولید می کنم ، (می نویسم) آلوده شده و همه باید  بخشی از آمیگدال مغزشون رو مثل دودول پسر بچه ها ختنه کنن تا مجبور نباشن ، مورد حمله احساسات بی موردشون قرار بگیرن و مرتبأ توی اینترنت آلودگی و تجمع اطلاعات بی مورد ایجاد کنن ! با این حال اسرار دارم بنویسم که به چی فکر می کنم ...

هرچند می دونم ، با پردازنده های پرسرعت تری که این روزها قراره به بازار عرضه بشه ، کمی از حجم این مشکلات کاسته خواهد شد ، یا اینکه مثل تصمیم اخیر شورای تشخیص مصلحت نظام ، پایتخت سیاسی کشور به یه جای دیگه ای منتقل می شه شاید با این بینش که کمی از ترافیک و تجمع دولت که به نظر می رسه خودش بزرگترین علت شلوغی پایتخت هست  کاسته بشه و شاید مردم از این ترافیکهای بی مورد که این روزها به حجمشون اضافه می شه نجات پیدا کنن... اما به کجا ؟!  برای انتقال آلودگیهای فضای سایبری و اینترنتی راه حل ساده اینه که اونها رو به یه هارد دیسک دیگه انتقال داد ، اما برای جابه جایی پایتخت ... خدا می دونه ؟!

/ 1 نظر / 15 بازدید