هویت

هر وقت که به لپتاپم می رسم فوری شروع می کنم چند صفحه ای می نویسم ، به هر کسی که می رسم سعی می کنم از مهارتهاش بپرسم و در مورد اموری که در اونها خبره شده سر دربیارم ، وقتی می فهمم کسی داره یه کلاس جدید می ره یا مهارت تازه یاد گرفته هیجان زده می شم و دوست دارم بهش بچسبم ، از اینکه بتونم کسی رو مجاب کنم که چیزی بهم یاد بده لذت می برم و بدون اینکه توجه کنم که آیا من نیازی به اون مهارت دارم یا نه... فقط خوشحال می شم ، روغن ماهی یا روغن زیتون می خورم ! سعی می کنم ساعتهای بیشتری از روز بیدار باشم ، به هر کتابی که می رسم چند صفحه ای ازش می خونم ، تو اینترنت بی دلیل گاهی کلمات بی ربط رو جستجو می کنم ، سعی می کنم با انرژیهای درونیم آشنا شم ، سعی می کنم با نگاهم اشیاء رو خم کنم ، سعی می کنم دوستهای خوب و با هوش داشته باشم ، دوست دارم از همه زبانها سر دربیارم با اینکه می دونم اگه دوماه بگذره دیگه چیزی از اون زبونها یادم نمی مونه... از خیلی کارها که شاید از نظر مادرم وظایف من هستند دوری می کنم که بتونم زمان بیشتری برای نوشتن و خوندن پیدا کنم... فقط به این امید که یه روزی راهی پیدا کنم که آدمها رو شبیه به خودم کنم !! بی محصول ، بی میوه ، خسته کننده ، تنها ، به قول سارا نابود کننده انگیزه ها ، کوبنده و هیجان کش..

/ 1 نظر / 5 بازدید
پگاه

به شخصه این ویژگیتو دوست دارم. اینکه همیشه دنبال یاد گرفتن هستی قابل تحسینه... قرار بر بهترین شدنه یه بخشی از بهترین بودن به وظایفمون بر می گرده فرزند خوب بودن یا همسر خوب بودن اینکه فقط برای خودمون بهترین باشیم هم درست نیست. باید تعادل لازمه رو حفظ کنیم. میدونم که راهشو بلدی و میتونی پس بسم الله دوست خوبم.