تشویق برای فراموشی

به نظر می رسه یاد آوری برای اکثر افراد از جمله خود من یکی از توانمندیهای بلقوه یک انسان محسوب می شه که وقتی به فعل در بیاد آدم می تونه احساس توانمندی و مصلط بودن بر زدندگیش داشته باشه ، هر چند این توانمندی اندک و بی مقدار به نظر برسه... اما من بعد از کمی تجربه و خوندن بعضی یادداشتهای قدیمی خودم ، گاهی ردپای عصبانیت هایی از گذشته رو می بینم که یاد داشتنشون امروز بی ارزش و شاید تا حتی شرم آوره ولی متاسفانه این گره و عصبانیت همچنان با منه و من هر از گاهی برای انتقام گیری از این گره های قدیمی اونها رو در یادداشتهام درج می کنم ، شاید کمی از رنجهام کاسته بشه!

ولی به نظر می رسه انتقام کشی از این خاطرات متاسفانه باعث کاستنشون نمی شه ، بلکه به نظر می رسه باعث تکثیر و انتقال اون به افرادی می شه که امروز دیگه اون فرد گذشته نیستن و تنها فردی موثر و فوق العاده مثبت در زندگی ما هستند ، بلکه خوشنودی ما به خوشنودی اونها وابستگی مستقیم داره.

اینجاست که گاهی آرزو می کنم کاش بشه فراموش کردن یک درس یا تمرین یا یه مسئله  در مدرسه یا هرجایی که آموزشها مورد تشویق قرار می گیرن ، مورد تشویق قرار بگیرن ، تا آدمها برای فراموش کردن برخی خاطرات گذشته، اینقدر احساس ضعف و ناتوانی نکنن و برای فراموش کردن بعضی خاطرات حداقل از خود خودشون انتظار پاداشهای موثر و خوب داشته باشن !

/ 2 نظر / 7 بازدید
پگاه

راستش این کار چندان خوب هم نیست! من یه زمانی این فکر و کردم و همه دفتر خاطره هامو آتیش زدم و تو ذهنم سعی کردم همه چیزو فراموش کنم البته موفق هم شدم اما الان احساس می کنم تو خلا گیر کردم و ... احساس ضعف می کنم! احساس می کنم گم شدم... یه وقتایی اطرافیانم بیشتر از من و خاطراتم می دونن!!!