سرعت اینترنت... وضع بد اقتصادی .... حوادث در آرایشگاه

یک هفته اس که دارم سعی می کنم یه فایل 16mb  رو از Rapidshare دانلود کنم ولی بعد از یک ساعت و دانلود  14mb یا 10mb  وسط دانلود سیستم disConnect می شه ! یه هفته اس!! با مزه اش اینجاس که  بعضی از هکرهای ایرانی با همین سرعت پایین هم سعی دارن به سیستم آدم دسترسی پیدا کنن و سیستم رو هک کنن ! 

راستی تو این وضع بد اقتصادی فکر کنم شرکتها در به در به دنبال بازاریاب و فروشنده های با هوش می گردن ! شغلی که من 5..یا 6 سال پیش دوره آموزشش رو گذروندم اما بخاطر کمرویی در مصاحبه های استخدامم شکست خوردم... این آرایشگری اگه از من یه آرایشگر نسازه... حداقل روم رو برای تقابل متقابل با مردم باز کرده...

امروز یه آقای ورزشکار مشتریم بود که به شدت خوشتیپ، درشت هیکل ،خوش برخورد ، مهربون و کاملا مثبت نشست و گفت موهام رو آلمانی بزن...یه نگاهی به موهاش کردم و  چندتا شونه الحاقی بهش نشون دادم و گفتم تا چه اندازه می خوای دور موهات رو کوتاه کنی.... یه نگاه کرد و گفت خودت ببین کدوم به موهام می خوره... از شماره بالا شروه کردم و فکر کنم شماره سه برای موهاش مناسب بود چون کمی موهاش کم پشت بود نمی شد بیشتر از اون موهاش رو کوتاه کرد. با سرعت دوره موهاش رو زدم (دستم با ماشین راه افتاده ) و بعد موهای  بالای سر و تاج سرش رو براش نوک گیری کردم گفت خوبه... دیگه زیاد با موهام ور نرو ... حالا اگه می شه صورتم رو با تیغ بزن... گفتم حتما...!

تیغ رو آماده کردم ولی به نظرم کمی کند بود به هرشکل بود با کندی و کمی آرامش شروع کردم به اصلاح صورتش که دیدم کمی نا آرومه گفتم عجله داری ؟ گفت آره اگه می شه سریع تر بزن... گفتم با تیغ من نمی تونم سریع صورتت رو کوتاه کنم اگه حوصله کنی بهتره... گفت می شه تیغ رو بدی خودم صورتم رو بزنم ؟ گفتم این کار ممنوعه ... ( چون بعضی ها با همون تیغ به آرایشگر یا خودشون صدمه می زنن که بتونن پولی به جیب بزنن ) گفت چیزی نمی شه... پشتش وایسادم طوری که استادها نبینن گفتم فقط هر کاری می خوای بکنی زودتر... انجام بده ! شروع کرد تند تند با تیغ صورتش رو اصلاح کردن... که... تق ! یک ... دو .... سه ... چهار .. پنج  رفتم جلوش گفت وای ... چیکار می کنی ..؟! صورتت رو داغون کردی... گفت مهم نیست عجله دارم... وای وقتی چشمهام به عمق بعضی از بریدگیهاش افتاد واقعا حالت تهوع گرفتم... گفتم حیف این صورت... داغونش کردی.. ( دستهاش اونقدر بزرگ و سنگین بودن که آخرای کار دیگه نمی تونست دستهاش رو بلند کنه و تیغ زدن رو ادامه بده... کارش به نظر من سه برابر معمول طول کشید یعنی اگه حوصله می کرد کارش زودتر تموم می شد ! خلاصه هر کسی اومد صورت این بیچاره رو دید یه نگاه دلسوزانه به اون انداختن و یه نگاه تمسخر آمیز و همراه با خنده به من...و رد می شدبعد می رفت به  بقلیش من رو نشون می داد که ببین چه بلایی به صورت این مشتری آورده... منم یه قیافه احمقانه به خودم گرفته بودم و فقط جلوی همه از مشتری عذر خواهی می کردم ... اوضاع به قدری بد شده بود که تقریبا همه استادا دور صندلی من جمع شدن و هر کسی یه دستوری به من می داد... که تو اگه کار با تیغ  رو بلد نیستی چرا ما رو صدا نکردی !!؟ ، ببین چه بلایی به سر این آقا آورده ؟! من بودم سرت رو می شکستم یا همین اندازه که تو تیغ به صورتم زدی من هم به صورتت تیغ می زدم !! (به من می گفتن ! البته این اتفاق افتاده بود که بعضی از مشتریها تلافی کرده بودن ) منم یه لبخند می زدم و می گفتم... واقعا شرمنده ام ..حق با شماس همین که ایشون نشستن اجازه دادن من کارم رو انجام بدم جای تقدیر داره... خلاصه... بعد از کلی شستشوی و ضد عفونی زخمش ... بدرقش کردم رفت... ولی سابقم به عنوان یه کار آموز احمق که بعد از پنج شش بار بریدن صورت مشتری از استادش کمک نگرفته ، کاملأ بد شد !

/ 1 نظر / 8 بازدید
زیکی

سلام نگو که از دانلود منیجر استفاده نمیکنی!!! اگه هم وسط کار نت قطع شه,دفعه بعد که وصل شه از ادامه اش میگیره...کلا چیز خوبیه من جات بودم رسما اعلام میکردم آقای ورزشکار خودش اون بلا رو سر خودش آورده...