افکار گذرا

ساعت از ۵:٣٠ صبح شده ، آروم چشمهام رو باز می کنم ، کمی به اطراف نگاه می کنم ، کمی بدنم کوفته اس ، هنوز خوابمه(به قول سارا) ولی با وجود میل به خوابیدن رو تخت می شینم ، سریع کارهایی که باید انجام بدم رو به یاد میارم ، بعدش از جا بلند شدن برام آسونتر می شه ... خودم رو به انتهای تخت می رسونم و مثل یه پرنده که می خواد اولین پرواز روز جدیدش رو شروع کنه از لبه تخت جدا می شم تا روزم رو شروع کنم.

بلاخره اینترنت وای مکس گرفتم!!

/ 0 نظر / 14 بازدید