چه روزهایی !

چه احساسی ! چه دوستایی ! چه روزهایی ! چه افکاری! امتحان پشت امتحان ، کلاس پشت کلاس ! چه هوایی ! چه گرمایی ! این روزا به نظرم بهترین روزای زندگیمه ، با اینکه لذتی از زندگیم نمی برم ، اما از اینکه می تونم بعضی روزها ١٠ ساعت بخوابم ! از اینکه فعلأ جاییم درد نمی کنه ! از اینکه دوستای بی دردسر و مهربونی دارم . از اینکه سارا رو دارم ، از اینکه لپتاپ خودم رو دارم و می تونم هرچقدر که دوست دارم باهاش بنویسم ، از اینکه وبلاگم رو دارم و بعضی وقتها می تونم بدون دردسرتوش مذخرف بنویسم. از اینکه می تونم موسیقی گوش بدم ، ازاینکه می تونم لواشکم رو تو آب آلبالو خیس کنم و بعد لیسش بزنم ! از اینکه می تونم یه لیوان پر از یخ داشته باشم که پر شده باشه از نوشیدنیهای دلخواهم و نم نم ، قلوقلوپ بدمش بالا .. از اینکه می تونم به سربه سر دخترای کلاسمون بذارم ، از اینکه می تونم بی وقفه فکر کنم.. از اینکه می تونم صبحها ساعت شش کشون کشون خودم رو از تخت بندازم بیرون و این طرف و اونطرف خونه مثل این راه گم کرده ها چرت بزنم تا ساعت هفت بشه ! از اینکه زنده ام و فعلأ در اوان جوانی هستم و می تونم صبحها ورزش کنم.
خوشحالم... فکر کنم

/ 0 نظر / 15 بازدید