روز بيست و سوم...

ديشب زودتر از 5 نتونستنم بخوابم و صبح زودتر از 12 نتونستم بيدار شم.
تا 2:30 زمان تعطيلی مدرسه حامد فقط 2 ساعت وقت داشتم که برم دنبال حامد بيشتر اين زمان رو به فکر کردن اختصاص دادم و چند خط متن نوشتم.
وقتی به مدرسه اش رسيدم داشت از مدرسه خارج می شد به موقع رسيده بودم... کوله پشتيش دست يکی از دوستهاش بود ودستش رو هم يکی ديگه از بچه ها گرفته بود و نيمه لنلگون بيروی می اومدن . تارسيدم کوله پشتيش رو رو کوله اش انداختم ووقتی مطمئن شدم که می تونه راه بره ازش خواستم قدم بزنه وحرکت کنه..

حامد خيلی بهتر راه می رفت... وزن کوله پشتيش باعث می شد موقع راه رفتن کمرش رو صافتر نگاه داره..

ايده جالبی بود... تصميم گرفتم از اين به بعد موقع تمرين فوتبال روی شونه هاش کوله پشتی بذارم.
شايد کمی سخت بتونه حرکت کنه ولی به نظرم کوله پشتی می تونه وضعيت بدنش رو اصلاح کنه...

امروز دو ساعت با کوله پشتی قدم زديم ولی پای چپ حامد همچنان به شدت درد می کرد. و من بيشتر از 5 بار به مدت 5 تا 10 دقيقه پاهاش رو ماساژ دادم که درد کمتری احساس کنه... (ماساژ روخيلی دوست داشت.)

بعد از تمرين چند تا سوال در مورد کامپيوتر داشت که بهشون جواب دادم و بعد هم به خونه برگشتم.

بعد از رسيدن به خونه وقت زيادی برای کار داشتم ولی بيشتروقتم رو تا 10:30 آواز خوندم و کمی رقصيدم
بعد هم از خستگی ...خوابيدم امروز ساعت خوابيدم و برعکس روزای ديگه که چهار صبح می خوابيدم ..چهار صبح از خواب بيدار شدم... وقتی از خواب پا شدم مرتب به ياد می آوردم که در طول خواب همش فکر می کردم... خيلی برام عجيبه که در حين خواب فکر می کنم...
وقتی بيدار شدم صورتم خيلی لاغر تر به نظر می رسيد.


امروز خيلی زود از خواب پا شدم....چند وقته احساس نا توانی می کنم...
خستم...می خوام کاری انجام بدم

بايد کمی صبحونه بخورم...
صبح بخير...يا به قول خودم (صبح خوش)

راستی در مورد رای گيری آمريکا هر چند احساس می کنم يه بازی احمقانه است...
ولی انگار فيلم بن لادن کار خودش رو کرد...
و مردم جدن قانع شدن که به بوش رای بدن (برعکس روز قبلش)

آمريکا تعداد مجموعه رايها احميتی نداره... رئيس جمهور بايد ايالتهای بيشتری رو
برنده بشه.. برای همين می گم...( کری ممکنه ايالتها رو ببره)
اگه اون اتفاق احمقانه که می گم نه افته بوش برنده خواهد شد...
صحبح خوش...


/ 4 نظر / 13 بازدید
die

حتما يه سر به ارشيو بلاگnightstars.persianblog بزن ضرر نمی کنی و ممنون از نظرت

پريا

سلام، خیلی خودت رو خسته می کنی، وحشتناکترین کاری که می تونی بکنی همینه که شبها بیدار می مونی. مثل ِ عموی من، البته اون خیلی مغروره. الان زنگ زده، بهش می گم کرم شبتاب شدی؟ می گه باید کار کنم... خیلی خیلی مغروره... بگذریم. دوست ندارم اینجوری ادامه بدی، شما باید کمک ِ حامد باشی، باید کمک ِ خودت باشی! اما اینجوری داری خودت رو از بین می بری... اگه باز بنویسی که شبا بیداری دیگه نمیام. (خوب به درک، نیا، هیچ می دونی دفعه قبل که نیومدی چقدر کامنتها رفت بالا؟) با خودم امروز دعوا دارم :( انقدر خسته بودی که نوشته ات رو یه بار دیگه نخوندی

fasih

سلام اما من اميدوارم درهرصورت بوش رای بياره البته نه من همه در اروپا می خواهند بعدا برات ميگم چرا درضمن من هم چنان منتظرم الان که برات می نويسم سعت ۷ صبح است

mehdi

سلام من دو روز خونه نبودم... ... در مورد متنهام بايد بگم .. اوهوم کمی افت کرده ... ولی بهتر خوام نوشت...