می نویسم...

از خواب بیدار می شم چای رو دم می کنم و باعجله می شینم پشت لپتاپ و شروع می کنم به نوشتن .. صدا می کنن باعجله بلند می شم  جواب می دم و برمی گردم و می نویسم... بهم زنگ می زنن و ازم کمک می خوان ، می رم کمک می دم و بر می گردم و شروع می کنم می نویسم... صدای مادرم میاد... صدای سارا بلند می شه ، صدای پدرم بلند می شه ، صدای تلفن بلند می شه.... ، پنجره کوبیده می شه ، آب جوش میاد ، ساعت زنگ می زنه ، همسایه ها دعوا می کنن ، بوی غذای سوخته میاد ، بلند می شم کار رو انجام می دم و باز می شینم  می نویسم .. می نویسم ... می نویسم..

و دوباره می نویسم.

/ 0 نظر / 12 بازدید