بايد توضيح بدم

بايد توضيح بدم...
من مدتها بود که بصورت مستقل تحقيق می کردم و نتايج کاريم رو بصورت جزوه های چند برگی تو آرژشيو سيستمم نگه می داشتم...
برخی از اونها هنوز خام بودند (ولی ارزش مطالعه رو داشتند ) وبرخی ديگه ارزشمند وقابل مطالعه و استناد...
ولی من فرصت اين رو نداشتم که هر روز به دنبال يه ناشر باشم که روی کتابها و جزوه هام کار کنه ... از طرفی احساس می کردم..
اين تکنيکها بايد حتمأ برسی و نقد بشن در غير اينصورت روز به روز به تعداد اين جزوه ها اضافه می شه و من نمی تونم بهره ای ازشون ببرم... والبته من روز به روز از جامعه بيشتر عقب می موندم...
هر روز بی توجه به درآمدی (که نداشتم) کلاس ، کتاب و فيلم ، خريداری می کردم... به اين اميد که کاری که شروع کردم کاری ارزشمنده
البته مطمئن هستم ... همينطور هم هست...
چون باورهايی که من امروز به اونها رسيدم مطمئنم در 10 تا 50 سال آينده در دانشگاه ها تدريس خواهد ( اين رو قسم می خورم)
هرچند مطالبی که امروز روی اونها تحقيق و فکر می کنم بسيار خام هستند ولی به مرور به شتاب ذهنم اضافه خواهم کرد... ويک مبحث بسيار عظيم و عالی رو ارائه خواهم داد... که برای هميشه خرافات ، جرم ، جنايت ، اشتباهات بخشيده و پوشيده خواهد شد. و بشر به شيوه ای متفاوت به خود خواهد نگريست ...
من به جامعه بی تفاوت بودم وامروز جامعه هم نسبت به من بی تفاوته... بهترين رسانه ها در دست مردمه ، (همه افراد منهای من)
حتی ذره ای اعتبار (پول ، عشق ، يا هرچيزی که مجموعه برای اون کار می کنه) ندارم تا بتونم دانشم رو با مجموعه معامله کنم...
وبه زور هم نمی شه چيزی رو به مردم داد که نمی پسندند...
ولی درس خوبی به من داديد ..بايد بيشتر فکر کنم ... شايد بلاگ برای ارائه افکارم محل جالبی نباشه...
نمی دونم...
بايد بيشتر فکر کنم...

/ 8 نظر / 2 بازدید
sahar

سلام. خوبه که از چيز هايی که نوشتی استفاده کنی. موفق باشی.

itan

سلامممم ... نه مثله اينکه با يه نويسنده ی کار کشته طرفيم ... موفق باشی ۷ نشر کتاب در ايران تا دلت بخواد دردسر داره ، تا بتونن هم ميزنن تو سر مال ولی وقتی چاپ بشه ، اون وقت مي فهمی ارزش اين همه دوندگی رو داشته ... تا بعد

M

تکنيک reikiدر ايران ؟وبيوگرافی آقای طباطبايي

elahe

<< بال میبندد و باز می کند...... در اسمانی از تردید..... پرنده ای که از پرواز فقط...... به آنتن های زنگ زده رسید...... آیا پرنده باز هم به پرواز خواهد اندیشید؟؟؟!!.........>>

elahe

کردم که یه پسر 25 ساله به این زیبایی مینویسه.. به این زیبایی فکر میکنه .. و به این زیبایی تحلیل میکنه و مطمئنم اگه الان شرایط برای انتشار و انتقال این مطالب محیا نیست اما بالاخره روزی میرسه که نوشته هاتون به جایگاه خودش میرسه (اینو بارها بهتون گفتم از همون روزایی که تنها خواننده این وبلاگ بودم تا الان که دوستای خوبی پیدا کردیم)به قول نبی زاده..< نازنین دنیا همین جور نمی مونه... یه روز اخر میشکنه خواب زمونه... نازنین شب همیشه شب نمی مونه... صبح میشه افتاب میاد رو بوم خونه> مهدی عزیز من معتقدم که داشتن خواننده های بیشتر به این نمی ارزه که سطح کیفی مطالبو بیاریم پایین و مطالبی رو به خورد خواننده بدیم که جز گذروندن وقتش چیزی بهش اضافه نمیکنه تا تعداد بازدید کننده هایی که بیشتر برای تبلیغ وبلاگ خودشون کامنت

elahe

میذارن و بدون خوندن مطالب پیام میذارن زیاد بشه. من تمام مطالبواز روز اول تو کامپیوترم سیو دارم و امروز که داشتم نگاه میکردم متعجب شدم که چرا باید روند وبلاگ که داشت به این زیبایی پیش میرفت و انقد هدفمند بود یههو به جاده خاکی بزنه... من هنوز منتظر ادامه مطالب نیمه کارم که قولشو داده بودین. این جملتونو یادتونه که میگفتین( مردم نياز به آموزش بيشتری دارند تا اهميت خدمات من رو بدونند) پس چرا از اموزش دلزده شدین. تصویری که من ازتون تو ذهنمه خیلی قوی تر از این حرفاست که بخواین به این زودی جا بزنین و همه چیزو متوقف کنین... اما بالاخره این شمایین که واسه وبلاگتون تصمیم میگیرین و من امیدوارم بازم داستان ها و نوشته های قشنگتونو اینجا بخونم... آرزومند آرزوهای کسی که( ادمها را دوست دارد) : الهه

elahe

سلام مهدی عزیز... احساس کردم پست امشب یه جورایی مربوط به کامنت من میشه... امیدوارم که ناراحتتون نکرده باشم .. شما حق دارین هر جور که مایلین وبلاگتونو بنویسید و هر مطلبی که دوست دارینو تو وبلاگ بذارین... اما راجع به مطالبی که گفته بودین: اقا مهدی ارزش و اعتبار ادما به داشتن ( مجموعه ) نیست. مجموعه شاید زندگی ما ادما رو راحت تر کنه.. بهمون اعتبار دروغین بده.. زشتیهای شخصیتمونو برای مدتی کوتاه بپوشونه اما همه چیز نیست.. من با خوندن وبلاگتون که 21 تیر ماه باهاش اشنا شدم به عنوان یه ایرانی افتخار